معين الدين محمد زمچى اسفزارى

143

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

قلمها تيز كرده بروات و تحميلات بر آنجا متعاقب داشتند . حضرت امير غياث دو درويش را از ملازمان آستانه با روى مالى « 1 » پر از منقاء پر « 2 » و ارّه كاردى بسمرقند بپايهء سرير سلطنت مصير حضرت صاحب‌قرانى امير بزرگ نور اللّه برهانه ميفرستد بمدعاء آنكه قناة و لنگر درويشانرا از تكليف و مؤنات ديوانى معاف و مسلم دارند و به حكم كلامنا اشاره در فرستادن منقّا و ارّه كارد اشارت آن تواند بود كه درين مكان درويشانرا حلاوة ايمان حاصل است هركس قصد استيصال اين مكان و داعيهء پريشانى جمع درويشان كند بيخ نهال دولت او بارّه كارد قطيعت « 3 » بريده خواهد شد . درويشان چون بآستانه « 4 » حضرت صاحب‌قرانى رسيدند و صورت حال بعرض اعيان عتبهء سلطنت مآل رسانيدند كس زيادة التفاتى بحصول مامول ايشان ننمود تا تبرّك كه داشتند حاضر آمده از دور در محاذى سرير فلك مسير بايستادند حضرت صاحب‌قرانى را در اثناى امعان بصر نظر كيمياى اثر بجانب درويشان معطوف ميگردد ايشانرا طلب فرموده از مطلوب و مقصود ايشان استفسار ميفرمايند درويشان صورت حال به زبان ابتهال عرضه ميدارند حضرت صاحب‌قرانى ميفرمايند كه هر درويش كه اجراى قناتى و احداث « 5 » مزرعه كند اگر او را معاف داريم مداخل مملكت تنگ شود . مقارن اين امر قوت باطن درويشان تهييج يافته در ذات حضرت صاحب قرانى تغيير و هراسى ظاهر مىشود و بمدعاى درويشان حكم جهانمطاع ارزانى ميدارد

--> ( 1 ) - روى مال : بالضم فارسى : پارچهء كه بدان روى را از غبار و جز آن پاك كنند . فرهنگ انجمن آراى ناصرى . آنندراج . ( 2 ) - بعد از كلمهء « منقاء » در اصل كلمهء « بر » نوشته شده است . شايد اين كلمه زياد و از سهو قلم نسّاخ باشد و شايد در اصل « پر » يعنى : برگ ، چه وقتى پوست نازك دانهء بادام گرفته شد دو پر يا دو برگه مىشود يعنى منقاء برگه . و شايد در اصل « شير » يعنى نورس يا « شيرين » بوده - بقرينه ما بعد - كه نسّاخ آن را سهوا به اين صورت تحريف نموده‌اند . ( 3 ) - قطيعت : القطيعة : الهجران . و قطع قطعا و قطيعة صديقه : هجره و عقّه . ( لسان العرب مادة قطع ) . ( 4 ) - بآستانه : اين كلمه در اصل : بايستادند . نوشته شده كه گويا سهو نساخ است . و بقرينهء مقام درست آن « بآستانه » بوده است لذا قياسا اصلاح شد . ( 5 ) - در اصل : « و احداثى مزرعهء » نوشته است .